رمان
مشخصات کتاب:
وضعیت: Travelling
شرح پشت جلد کتاب: فکر میکنم دختران بسیاری هستند که در هالهای از مه زندگی میکنند:
دخترانی که تنها در قصهها نیستند٬ آنها واقعیت دارند و در میان همان مه روزهای عمر را میگذرانند. نمیدانم... ولی شاید سرنوشت٬ او را در سر راه من قرار داده بود٬ تا زندگیش را ببینم و امروز راوی آن باشم.
خلاصه داستان: این داستان٬ داستان زندگی دختری به نام سایه است که لیسانس روانشناسی داره و در یک مرکز مشاوره کار میکنه. رضا دوست برادرش شهاب به او مراجعه میکنه و راجع به خواهرش رعنا از او مشاوره میخواد. داستان در واقع داستان زندگی رعناست که قربانی خودخواهی مادری ثروتمند و پدری بوالهوس و سست و خراب است. کودکی دردناکش کل جوانیش را تحت الشعاع قرار داده و او را دچار آسیبهای شدید روانی کرده. داستان حوادث تکان دهندهای داره که به شدت آدم را تحت تاثیر قرار میده.
سایه با کمک استاد روانشناسش به رعنا کمک میکنه که با گروه درمانی و درمان انفرادی یواش یواش خودش را به خاطر حوادثی که براش اتفاق افتاده مقصر ندونه و با واقعیت زندگیش کنار بیاد ....
در کنار موضوع رعنا٬ سایه و رضا نیز به هم علاقهمند میشوند و ....
پ.ن: امانی از طاهره جون مامان فاطمه زهرای عزیز گرفته شد. مرسی طاهره جون.
پ.ن: کتابی بود که من و جذب کرد و اصلاً دلم نمیخواست بذارمش کنار. به نظرم قشنگ بود و تکان دهنده.
پ.ن.۱۳/۱۰/۱۳۸۶: در اختیار بیتا جون مامان کیان و کیارش عزیز قرار گرفت.
رمان
مشخصات کتاب:
وضعیت: Travelling
خلاصه داستان: این داستان٬ داستان زندگی دختری به نام لعیا ست که بعد از فوت پدرش٬ به همراه مادرش به خانه مادری خود برمیگرده و در کنار مادر بزرگ و دائیها و ... زندگی میکنه. از همان کودکی عاشق نصیر پسر دائی خود میشه و نصیر هم محبت را در حق او تمام میکنه ولی عاشق او نیست. برعکس لعیا که دیوانهوار او را دوست داره و تمام خواستگارهای خود را برای رسیدن به نصیر رد میکنه.
بعد از تحصیل نصیر در انگلیس و بازگشت او٬ نصیر عاشق یک دختر ارمنی روسی بسیار زیبا میشه و باهاش ازدواج میکنه و این ازدواج ضربه جبران ناپذیری بر لعیا وارد میکنه و برای لج کردن با نصیر او نیز با روزبه پسر دائی دیگرش که خیلی هم ازش بدش میامده میشه و گرفتار یک زندگی سرد و ... میشه.
روزگار میگذره و میگذره تا دست تقدیر دختر لعیا و پسر نصیر را سر راه هم قرار میده ....
پ.ن: امانی از طاهره جون مامان فاطمه زهرای عزیز گرفته شد. مرسی طاهره جون.
پ.ن: آنروز که میخواستم برم ماموریت پروازم ۵:۴۵ بود. این کتاب را با خودم بردم تا قسمتی از آن را توی فرودگاه و هواپیما بخونم٬ غافل از اینکه پرواز به جای ۵:۴۵ ساعت ۱۱ شب انجام شد و من تونستم تمام کتاب را توی همان فرودگاه بخونم
رمان
مشخصات کتاب:
وضعیت: Personal Collection
خلاصه داستان: داستان زندگی دختر جوانی است که بنا به خواست پدرخوانده خود به صورت شش ماهه با پسر او ازدواج میکند تا مانند دو تا همخونه در کنار هم زندگی کنند و در مقابل ثروت پدر به صورت نصف نصف بینشون تقسیم بشه. این دو زندگی خود را در کنار هم آغاز میکنند و ذره ذره به هم علاقهمند میشوند ...
این کتاب از نظر من بسیار بسیار جذاب بود.
پ.ن.۲۲/۰۹/۱۳۸۶: این کتاب به صورت امانی در اختیار بیتا جون مامان کیان و کیارش عزیز قرار گرفت.
رمان
مشخصات کتاب:
وضعیت: Travelling
شرح پشت جلد کتاب: روایتی است دیگر گونه از عشق و دلدادگی٬ روایتی متفاوت با آنچه که تاکنون در خصوص عشق بیان گردیده٬ معجزه شرقی داستان مردی است از دیار غرب٬ مردی که عشق و مهر و محبت دختری شرقی را در قلب خود جای داد و برای رسیدن به عشق راستین ملامتها کشید و آنگاه در پایان به معجزه شرقی٬ دست یافت.
خلاصه داستان: این داستان٬ داستان زندگی پسری به نام مارک است که به هنگام مرگ والدینش متوجه میشه که ایرانی است و برای شناخت هویت واقعیاش به ایران سفر میکنه در آنجا با شهرزاد آشنا میشه و معجزه شرقی شکل میگیرد.
به نظر من داستان خیلی بچهگانه بود. در ابتدا کتاب آدم را جذب میکرد ولی رفتارهای متغیر و عصبانیتهای سریع و غیرارادی و واکنشهای ناهنجار و ... شخصیتهای داستان٬ آن را کمی غیرقابل تحمل میکرد.
پ.ن: امانی از بیتا جون مامان کیان و کیارش گرفته شد. مرسی بیتا جون.
پ.ن.۰۶/۱۰/۱۳۸۶: عودت داده شد.
رمان
مشخصات کتاب:
وضعیت: Travelling
خلاصه داستان: این داستان٬ داستان زندگی دختر جوانی به نام مهساست که عاشق دوست پدر خود فرهاد که اختلاف سنی زیادی با او دارد میشود و سرانجام بعد از یک ازدواج ناموفق فرهاد و کمای یک ساله فرهاد با او ازدواج میکند و یک زندگی بسیار عاشقانه را شروع میکنند.
به دلیل شغل فرهاد برای زندگی به نیویورک میروند و در آنجا گرفتار نقشههای شوم جسیکا که در گذشته عاشق فرهاد بوده و ناکام مانده٬ میشوند و از همه جدا میمانند تا ....
من یک عادت خیلی بد دارم اونهم اینه که بعضی وقتها نه بیشتر وقتها
آخر کتاب را میخوانم. خوب خرداد ماهی هستم دیگه
این باعث شد که یک وقفه یک هفتهای داشته باشم
ولی در نهایت تمامش کردم.قشنگ بود.
پ.ن: امانی از بیتا جون مامان کیان و کیارش گرفته شد. مرسی بیتا جون.
پ.ن. ۲۲/۰۹/۱۳۸۶: عودت داده شد.
رمان
مشخصات کتاب:
شرح پشت جلد:
از اولش شروع میکنم قصه اینجوری شروع شد که توی گهواره بودی و فارغ از همهجا. من بودم ولی متوجه نبودم. شاید اگه اون موقع چیزی میفهمیدم جلوی خان بابا میایستادم و مقاومت میکردم اما نشد. زمان گذشت و گذشت تا ما شدیم به قول قدیمها دو تا آدم عاقل و بالغ. فهمیدم چه کلاهی سرمون رفته... زندگی رو کرده بودیم میدان جنگ. میجنگیدیم تا شاید بالاخره یکیمون پیروز بشه اما من و تو شکست خورده بودیم و دشمن پیروز شد. برای فرار از هم دیگه اشخاص دیگه رو انتخاب کردیم و روز به روز به اونا علاقهمندتر میشدیم اما این وسط باز هم شکست خورده بودیم. سعی کردیم درد سختش رو فراموش کنیم... گذر زمان خیلی چیزها رو یادم داد... یادم داد که میشه تو قفس هم آزاد بود. میشه این اسارت رو دوست داشت. یادم داد که میشه خیلی چیزها رو باور داشت و به زندگی جور دیگه نگاه کرد...
وضعیت: Travelling
خلاصه داستان: این داستان زندگی سها و سیاوش است که از بدو تولد نافبر هم شده بودند٬ در حالیکه اصرار دیگران به ازدواج آنها تنها باعث نفرتشون نسبت به همدیگه شده بود. این میان چون سها عاشق کامیاب شده بود٬ این نفرت نسبت به سیاوش روز به روز بیشتر هم میشد. ولی اصرار مادرهاشون به اجرای وصیت خانبابا و تلاش بیحاصلشون برای جلوگیری از وقوع این ازدواج باعث شد که بعد از مدتی با هم ازدواج کنند به این شرط که ازدواجشون صوری باشه و مدتی بعد از هم جدا بشوند.
بعد از ازدواجشون اول سیاوش ذره ذره عاشق سها شد و یواش یواش تغییر رفتار داد. در این میان کامیاب هم با دوست صمیمی سها ازدواج کرد و باعث شد که سها کاملاً از کامیاب قطع امید کند٬ در نتیجه او نیز تغییر موضع داد ....
پ.ن. ۰۷/۰۹/۱۳۸۶: امانی از بیتا جون مامان کیان و کیارش گرفته شد.
پ.ن. ۱۳/۰۹/۱۳۸۶: به نظر من خیلی جذاب نوشته شده بود. طوریکه تا آخرش نتونستم کتاب را کنار بذارم و کلی هم گریهدار بود. مرسی بیتا جون
پ.ن.۲۲/۰۹/۱۳۸۶: عودت داده شد.
رمان
مشخصات کتاب:
شرح پشت جلد:
وقتی ترکم کردی تا مرز جنون پیش رفتم. بیشتر از این رنج میبردم که نمیتونستم بفهمم چه حرفم یا چه کارم باعث شد سرانجاممون به اینجا ختم بشه. تو در نظر من کامل بودی. برای همین هم تمام ایرادها و نقصها رو تو خودم جستجو میکردم.
وضعیت: Available
خلاصه داستان: این داستان٬ داستان زندگی دختری به نام پائیزان است که حاصل ازدواج سمانه از قشر ضعیف جامعه و کاوه پسری کامل و همهچیز تمام از قشر ثروتمند جامعه است که خانواده کاوه به شدت ازدواج آنها را تحریم کرده و تا آخر عمر هم فراموش نکردند.
پائیزان زیبا با چشمانی طلائی رنگ٬ هر کسی را در همان نگاه اول شیفته و جذب خود میکرد و به پسری به نام کوشا علاقهمند شد. ولی برخلاف میل خودش به اصرار مادربزرگ مجبور به ازدواج با آرش خودخواه و متکبر شد..................
به نظر من این کتاب خیلی معمولی بود.
رمان
The executive's venegeful seduction -Silhouette Desire
by Emilie Rose
وضعیت: Travelling
شرح پشت جلد: The Millionaire's BeD
His Ruthless Proposal
Damien Trent's time for revenge was at hand. The Australian businessman had bided his time, waiting for Gabrielle Kane to return. She'd dared to leave his bed years ago without a word... but now she needed him if she was to save her family's company. And Damien would lend his help... but his price was Gabrielle's hand in marriage.With five years of waiting behind him. Damien had no plans on making this a marriage in name only
وضعیت کتاب در بوک کراسینگ : http://www.bookcrossing.com/journal/5493616
پ.ن. ۲۶/۰۸/۱۳۸۶: رها کتاب را برگرداند. آماده برای ارسال به نفر بعد
پ.ن. ۲۷/۰۸/۱۳۸۶: کتاب برای مهین ارسال شد.
رمان | |
Official Escort - Harlequin Intrigue by Jean Barrett وضعیت: Available شرح پشت جلد:
وضعیت کتاب در بوک کراسینگ : http://www.bookcrossing.com/journal/548715 |
پ.ن. ۲۶/۰۸/۱۳۸۶: رها کتاب را برگرداند. آماده برای ارسال به نفر بعد
رمان | |
The Butler's Daughter- Harlequin Intrigue by Joyce Sullivan وضعیت: Available شرح پشت جلد:
وضعیت کتاب در بوک کراسینگ : http://www.bookcrossing.com/journal/833448 |
پ.ن. ۲۶/۰۸/۱۳۸۶: رها کتاب را برگرداند. آماده برای ارسال به نفر بعد