X
تبلیغات
نماشا
رایتل
  رمانهای فارسی و لاتین
سایتی مخصوص رمان‌خوان‌ها
یکشنبه 17 آذر‌ماه سال 1387
رمان ایرانی - خواب و بیدار

رمان

  

مشخصات کتاب:

  • نام کتاب:  خواب و بیدار 
  • نام نویسنده: مهناز صیدی
  • شابک: 2-2-90212-600-978
  • قیمت: 86.۰۰۰ ریال
  • تعداد صفحات:584ص
  • سال چاپ: چاپ اول پائیز 1387
  • انتشارات: شادان

وضعیت:  Personal Collection

 

شرح پشت جلد:  کجا بودی؟ ... کجا بودی آن روزها 

که مرا با تمام نیازی که داشتم به تصور خود تنها گذاشتی و من در تمامی این سالها زندگی را چون خوابی خوش در خیالی دل انگیز گذراندم. من حتی دل سپردن را تجربه کردم، آن هم با کسی که تفاوتی میان عشق و عادت، احساس و انجام وظیفه قائل نبود. اما من امروز بیدار شده ام شاید هم فقط اینگونه میپندارم!! زیرا دیگر تفاوت میان «خواب» و «بیداری» را نمیدانم. 

 

شرح داخل جلد صفحه اول: 

آن روزها من از تو کمی صبوری میخواستم تا بنشینی و به حرفهایم گوش کنی شاید اگر چنین میشد امروز سالهای عمر ما، چه من و چه تو بر سوءتفاهم های کودکانه سپری نمیشد اما تو فقط گفتی! و گوشی برای شنیدن نداشتی و رفتی و تا امروز سالهای از دست رفته و پشیمانی حاصل من و تو باشد. از خواب، بیدار شو! زمان جبران فرا رسیده است.

 

شرح ناشر:

آدمها نمی دانند چه روزی مسیر زندگی شان عوض می شود یا کدام حادثه ای اتفاق را به وجود می آورد تنها بعد از گذشت سالها، وقتی همه چیز پایان گیرد و انسان مجال برگشتن و به پشت سر نگریستن را پیدا کند می تواند بفهمد آن لحظه مهم زندگی اش کی بوده است...

 

خلاصه داستان: تا حالا اینقدر تو خماری هیچ کتابی نمانده بودم. جریان از این قرار بود که من روز آخر سفر به تهران این کتاب را شروع کردم و بسیار کتاب جذابی یافتمش. تمام مدت پرواز و ... مشغول مطالعه بودم تا اینکه رسیدیم به فرودگاه دبی. آنجا بارها را تحویل گرفتیم و گذاشتیم تو ترولی. موقع سوار شدن به تاکسی کتاب را جا گذاشتم درست در یک قسمت مهیج و جذاب داستان.  

کتاب بسیار بسیار قشنگی بود تا اینجای کار. درست مثل رویا و خواب سپید زمستان.   

 

پ.ن.30/09/1387: بالاخره این کتاب را مامان اینا دیروز برام آوردند و از دیشب بی وقفه خواندم و تمامش کردم. جریانش درست مانند رویا و خواب سپید زمستان، جریان یک عشق عمیق و قلبی بود که با یک سوءتفاهم به جدایی منجر و بعد از سالها با گذشت سوءتفاهم به پایانی شیرین تبدیل میشه. 

داستان زندگی دختر به نام سمن است که در یک خانواده متوسط خیلی گرم و صمیمی زندگی میکنه و عاشقانه پدر و مادرش را دوست داره و یک روز متوجه میشه که دختر خوانده آنهاست و مادر واقعیش در بیمارستان او را رها کرده بوده و پدر واقعیش از یک خانواده خیلی سرشناس و ثروتمند بوده که قبل از به دنیا آمدنش از دنیا رفته بود. علت اینکه مادر واقعیش دنبالش آمده بود این بود که او را به ارثیه پدریش برساند. سمن در جریان تحویل ارثیه خانوادگیشون که هیچ میل و اشتیاقی هم بهش نداشت به پسرعموی اصلیش احسان آشنا میشه و بعد از سه سال عشقی گرم و صمیمی بینشون ایجاد میشه که سوءتفاهمی باعث میشه که سمن به احسان و صداقتش شک بکنه و .... 

 

من که خیلی از خواندن این داستان لذت بردم و به همه دوستان گلم هم خواندنش را توصیه میکنم.

 


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری



تعداد بازدیدکنندگان : 356334